حقایقی جالب و خواندنی در مورد ذهن انسان   امروز ۲۰ حقیقت جالب و خواندنی درباره انسان، ذهن و رفتارهایش را مرور می‌کنیم. انسان موجودی بسیار پیچیده با توانایی هاي باورنکردنی اسـت، انسانها تمام خشکی ها را در قلمرو خود دارند   و بیشترین سهم از سیاره زمین را در برابر تمام حیوانات و جانداران […]

حقایقی جالب و خواندنی در مورد ذهن انسان

 

امروز ۲۰ حقیقت جالب و خواندنی درباره انسان، ذهن و رفتارهایش را مرور می‌کنیم. انسان موجودی بسیار پیچیده با توانایی هاي باورنکردنی اسـت، انسانها تمام خشکی ها را در قلمرو خود دارند

 

و بیشترین سهم از سیاره زمین را در برابر تمام حیوانات و جانداران دارند و این بـه خاطر پیشرفت و تکامل این موجودات باهوش کـه اشرف مخلوقات لقب دارند اسـت، در ادامه حقایقی درباره انسانها را مرور می‌کنیم.

 

روانشناسان تکاملی معتقدند رفتارهای مـا از طبیعت انسان نشأت میگیرند. مـا گاهی تصمیم هایي می‌گیریم کـه کاملا بـه دور از منطق هستند، مثلاً ممکن اسـت سلامت خودمان رابه خطر بیندازیم یا بی دلیل چیزهای گران قیمتی بخریم.

 

این رفتارها طبق یک مکانیزم روانی رشد یافته اتفاق می افتند. اگرچه مـا خطر یا کلاس ظاهری را الزاماًً آگاهانه انتخاب نمیکنیم اما تصور می‌کنیم کیفیت زندگی مـا را بالا میبرند.آدم هاي ناخوشایند تنومندتر و قویتر از چیزی کـه واقعا هستند بنظر می‌رسند

 

دانشمندان امریکایی معتقدند نیاکان مـا در مواجهه با دشمنان خود، قبل از هر چیز، اندازه ي جثه ي آنها را بررسی می‌کردند، چون تنومند بودن دشمن بـه معنای قوی بودن او اسـت.

 

این دانشمندان دست بـه آزمایش جالبی زدند. انها بعضی از شرکت کننده هاي آزمایش رابه صندلی هاي سنگینی بستند تا تأثیرات روانی ناتوانی در حرکت دادن دستها و پاها را بررسی کنند.

 

سپس بـه انها عکس هایي از مردانی عصبانی نشان دادند و از انها خواستند قد و زور مردان داخل عکسها را تخمین بزنند. نتیجه آن بود کـه شرکت کنندگانی کـه توانایی حرکت نداشتند معتقد بودند جثه ي دشمن هاي احتمالی شان بزرگ‌تر از شرکت کنندگانی بود کـه بـه صندلی ها بسته نشده بودند.

 

افراد ناخوشایند ممکن اسـت برای مـا تنومندتر از انچه کـه در واقعیت هستند اقتصاد پژوه بنظر برسند چون نمی‌خواهیم «یا نمیتوانیم» با آنها رو بـه رو شویم.وقتی حال روحی بدی داریم احتمال این کـه خرافات را باور کنیم بیشتر می‌شود

 

دانشمندان استرالیایی دست بـه آزمایش بسیار جالبی زدند. آنها شرکت کنندگان تحقیق رابه سه دسته تقسیم کردند. از گروه اول خواستند خاطره ي موفقیت ها یا لحظات شاد زندگی شان رابه یاد بیاورند.

 

از گروه دوم خواسته شد اتفاق بی اهمیتی رابه خاطر بیاورند. از گروه سوم هم خواستند خاطره ي تحقیر آمیزی رابه یاد بیاورند.بعد ازآن، دانشمندان از همه ي شرکت کننده ها درمورد انواع و اقسام پیشگویی ها و توانایی هاي ماورایی سؤال پرسیدند.

 

کسانی کـه اتفاقات ناخوشانیدی رابه خاطر آورده بودند، بیشتر مایل بودند کـه پیشگویی ها را باور کنند. نتیجه آن بود کـه وقتی ناراحت هستیم بسیار آسان تر تحت تأثیر قرار می‌گیریم و کلاهبردارانی مثل پیشگوها از این حقیقت کاملا مطلع هستند.پول

 

واقعا میتواند باعث شادی مـا شود

البته عشق رابا پول نمی‌توان خرید اما بطور قطع خوشحالی را چرا! دستکم دانشمندان اینطور فکر می‌کنند. تحقیقات دانشمندان نشان میدهد پول واقعا در زندگی مهم اسـت.

 

اما وقتی درآمدتان بـه یک حد مشخصی برسد، ازآن زمان هر چـه درآمدتان بیشتر شود، کمتر احساس رضایت میکنید.منبع ثروت هم روی شادی شـما تأثیر می‌گذارد. پولی کـه با تلاش و کار کردن تان بـه دست آورده باشید شـما را بیشتر خوشحال میکند تا جایزه ي قرعه کشی یا پول سهم الارث تان.

 

مهم‌ترین تأثیر شادی بخش پول، برخوردار شدن از آزادی انتخاب و کم شدن نگرانی هاي ناشی از مشکلات مالی اسـت. علاوه بر این، با پول میتوانید عزیزان تان را هم خوشحال تر کنید.

 

خریدن چیزهای گرانقیمت و بی مصرف نشان دهندۀ فقر اسـت

بیشتر مـا در خانه ي خود چیزهای بلا استفاده اي داریم کـه زمانی آنها را خریدیم اما هرگز از آنها استفاده نکرده ایم، مثل انواع و اقسام وسایل آشپزی، تردمیلی کـه بلا استفاده گوشه ي خانه رها شده و رویش را خاک گرفته یا کفش هاي زیبایی کـه واقعا نمیتوانیم آنها را بپوشیم.

 

همه ي این وسایل مثل یک چمدان بدون دسته هستند، یعنی هیچ فایده اي برای مـا ندارند اما همان‌ گونه شجاعت دور انداختن شان را نداریم. نکته ي جالب این اسـت کـه کسانی کـه درآمد متوسط تا بالایی دارند

 

اتومبیل هایي را ترجیح می‌دهند کـه در رنج قیمتی متوسط هستند، در حالی‌کـه کسانی کـه درآمد پایینی دارند خودرو هاي اصطلاحا کلاس بالا و گرانقیمت را انتخاب میکنند کـه موقعیت اجتماعی شان را کاملا نشان میدهد.

 

حتماً فکر میکنید این‌ها با هم تناقض دارند. اما اصلا اینطور نیست. مسأله این اسـت کـه: افراد ثروتمند میدانند کـه رسیدگی بـه خودرو و سرویس کردن آن دقیقا چقدر هزینه دارد. اما افراد فقیر بـه هزینه ي بیمه و سوخت خودرو گرانقیمت شان فکر نمیکنند.

 

آنها اتومبیل گرانقیمت را سمبلی از زندگی مرفه می‌دانند و چیزی کـه برای انها اهمیت زیادی دارد داشتن این نماد اسـت و برایشان مهم نیست نتیجه چـه خواهد بود.

 

افراد فقیر می‌خواهند با خریدن وسایل جدید و گرانقیمت ثروتمند شوند. اگر پول اضافه اي داشته باشند فوراً با آن چیزی مثل یک تلویزیون پلاسما یا گوشی آیفون جدید میخرند. با این حال، ثروت آنها چیزی جز یک توهم نیست چون وقتی پول شان تمام شود، وادار میشوند خودرا برای هر چیزی محدود کنند.

مـا ترجیح می‌دهیم از حقایقی کـه با عقایدمان هم خوانی ندارند دوری کنیم

مردم دوست دارند درمورد مسائل مختلف با هم بحث کنند. اما چرا حتی وقتی کـه دلایل غیرقابل انکاری وجوددارد، نظرشان را تغییر نمیدهند؟

 

تحقیقات مختلفی نشان داده اسـت مردم از قبول واقعیتی کـه با عقاید آنها هم خوانی ندارد امتناع میکنند. برای مثال، تعداد زیادی از مردم واکسن زدن را قبول ندارند چون فکر می‌کنند عامل بیماری اوتیسم اسـت.

 

حتی اگر شواهد اثبات کند کـه هیچ ارتباطی بین واکسن و اوتیسم وجود ندارد، انها سر حرف خود باقی می‌مانند. ذهنیت گرایی را می‌توان با آگاهی از حقایق، خودآموزی و توانایی قبول اشتباهات خود، اصلاح و تبدیل بـه واقعیت گرایی کرد.

 

اما حقایق هم قدرت محدودی دارند. مردم همیشه آماده ي آن هستند تا شواهد و مدارک را نادیده بگیرند و بر عقیده ي خود پافشاری کنند تا از نتیجه گیری اي کـه برایشان خوشایند نیست دوری کنند.

 

سیگاری ها با آنکه میدانند نیکوتین انها را از پای در می آورد، سیگار را ترک نمیکنند

شـما خودتان را آدم عاقلی میدانید اما هنوز نمیتوانید در برابر خرید یک جفت کتانی جدید با آخرین پول هاي باقیمانده تان مقاومت کنید. بعد ازآن هم نه تنها احساس خوشحالی نمی‌کنید بلکه دچار احساس گناه هم می‌شوید، چون اخیراً سه جفت کتانی دیگر هم خریده اید.

 

این مسأله در مورد افراد سیگاری هم صدق میکند کـه از مضرات نیکوتین برای سلامتی شان آگاهند اما کماکان بـه کشیدن سیگار ادامه میدهند، یا کسانی کـه رژیم دارند اما نمی‌توانند در برابر خوردن کیک مقاومت کنند.

 

چنین موقعیت هایي نمونه اي از ناهماهنگی شناختی هستند. این حالت زمانی رخ میدهد کـه افکار، عقاید یا رفتارهای مـا با یک دیگر در تضاد باشند.مشکل این اسـت کـه وقتی شخصی تلاش می‌کند از ناهماهنگی شناختی خود خلاص شود،

 

دنبال حقیقت نمی‌گردد و سعی می‌کند عادت هاي بدش را توجیه کند، مثلاً: «مـن سیگار می‌کشم چون حس رضایتی کـه بهم میده بیشتر از ضرریه کـه برای سلامتیم داره» یا «شبها غذا میخورم چون معده ام این موقع هوس غذا میکنه.».

 

فرزندان پسر احتمال طلاق والدین را کم می کنند

دانشمندان با انجام تحقیقی بـه نکته ي جالبی پی بردند. زوج هایي کـه دستکم یک فرزند پسر دارند، ریسک طلاق در انها کمتر از زوج هایي اسـت کـه فقط فرزند دختر دارند. بـه گفته ي محققان، علت این مسأله بـه غرایز بیولوژیک مـا برمی گردد.

 

از آنجایی کـه ارزش شریک مذکر زندگی را ثروت، موقعیت اجتماعی و قدرت او تعیین میکرد، پدرها باید مطمئن میشدند کـه فرزند پسرشان هم داشته هایشان رابه ارث می‌برد.

 

این نکته بـه ویژه در مورد خانواده هاي ثروتمند صدق میکرد. علیرغم نتایج تحقیق مذکور، این تئوری شاید در گذشته قابل قبول بوده اما حالا در قرن بیست و یکم بـه سختی میتوان آنرا پذیرفت. حالا نقش هاي اجتماعی مردان و زنان تغییرات قابل توجهی کرده اند.

 

زوج های خوش چهره معمولا دختر دار می شوند

بـه ادعای دانشمندان، والدین ثروتمند بیشتر پسر دار می‌شوند، در حالی‌کـه والدین کمتر ثروتمند اما بیشتر خوش چهره طبق معمول دختر دار می‌شوند. چون فرزندان ظاهر، ثروت و موقعیت اجتماعی والدین شان رابه ارث میبرند.

 

بنابر این جنسیت فرزندان بـه چیزی بستگی دارد کـه میتوانند از والدین شان بـه ارث ببرند. اگر این ارثیه جذابیت ظاهری باشد، بـه احتمال قوی آن خانواده صاحب دختر میشوند.

 

اما اگر ارثیه ثروت باشد، بـه احتمال زیاد صاحب پسر می‌شوند. احتمال پسردار شدن درخانواده هاي ثروتمند حدود ۶۵ درصد اسـت. در عین حال، در هنگام وقوع جنگ و بلایای طبیعی، خانواده ها بیشتر صاحب دختر میشوند.

 

البته این فرضیه حتمی نیست. تعداد زیادی از سلبریتی هاي موفق مرد مثل جیم کری و تام کروز درخانواده هاي بسیار فقیری متولد شدند و با این وجود، بـه موفقیت رسیدند.

 

اعتماد به نفس پایین احتمال تحقیر کردن دیگران را بیشتر می کند

میل بـه توهین کردن بـه دیگران یا تحقیر آنها، ریشه در مشکلات گذشته ي شخص دارد. زنی کـه در مترو با دیگران دعوا میکند، مردی کـه همسرش را چاق و احمق خطاب میکند

 

یا بچه هایي کـه همکلاسی هایشان را تمسخر میکنند، همگی از کمبود اعتماد بـه نفس رنج میبرند و سعی میکنند با بی رحمی، ارزش خودشان رابه دیگران نشان دهند.

 

در عین حال، چنین افرادی مطمئن هستند کـه این رفتارهای بد را آگاهانه انجام نمی‌دهند. بنابر این، قبل از این کـه بخواهید کسی را تمسخر کنید، از خودتان بپرسید: «آیا این کارو برای اثبات کردن خودم یا تقویت اعتماد بـه نفسم انجام میدم؟»

 

بیل گیتس و پل مک کارتنی نقاط مشترکی با تبهکارها دارند

در دوران نوجوانی احتمال بروز رفتارهای مخاطره آمیز در مردان بیشتر اسـت. درسال هاي بین ۲۰ تا ۴۰ سالگی، این احتمال بتدریج کاهش پیدا میکند ودر سنین پیری و پختگی بطور کامل از بین می‌رود. بـه این مسأله منحنی سن-جرم گرفته می‌شود.

 

روانشناسان دست بـه تحقیقی زدند کـه نشان داد منحنی سن-جرم «پراکندگی سنی» موسیقیدان ها، نویسندگان و نقاشان در دوره اي کـه بیشترین فعالیت را در حرفه ي خود دارند، شبیه بـه منحنی سن-جرم تبهکارها اسـت.

 

بیل گیتس مدیر شرکت مایکروسافت بـه یکی از موفق ترین چهره هاي دنیا تبدیل شده اسـت اما حالا دیگر پیشرفت قابل توجهی در کارش نمیکند.

 

جی. دی. سلینجر، نویسنده ي معروف امریکایی، بـه مدت ۳۰ سال تقریباً هیچی اثری منتشر نکرد. علت این مسأله آن اسـت کـه مردها در دوران جوانی بـه دنبال تحت تأثیر قرار دادن دیگران هستند

 

اما با بالا رفتن سن این میل در انها از بین می‌رود. هم چنین این مسأله بیشتر زمانی اتفاق میوفتد کـه مردها ازدواج می‌کنند و صاحب فرزند می‌شوند.