این بار برخلاف بازی با تراکتورسازی، در مصاف با ماشین سازی در تبریز پرسپولیس با تحمیل کردن قدرت تاکتیکی به بردی ارزشمند رسید.

به گزارش “اقتصاد پژوه“، در فاصله چند روز قهرمان لیگ دو نتیجه کاملا متفاوت مقابل رقبای تبریزی کسب کرد. از تساوی برابر تراکتور در تهران تا برد شیرین برابر ماشین سازی در تبریز. برای پرسپولیس بدون تردید ماشین سازی نسخه کمی متفاوت تر از تراکتورسازی از نقطه نظر تاکتیکی بود. کدهای اصلی بازی دو تیم تبریزی کاملا به هم شبیه بودند.”پرس شدید، حفظ توپ و تلاش برای به دست گرفتن ریتم بازی، بازی متراکم در میانه میدان در هر دو فاز دفاع و حمله”. شاید بتوان گفت به همان اندازه ای که در “شهر” مشترک هستند، به همان اندازه نیز مهاجری و تقوی علاقمند به اجرای الگوهای تاکتیکی مشترک است، اشتراکی که مطمئنا برای پرسپولیس به سان یک توفیق اجباری بود. دو بازی در فاصله پنج روز با دو تیم پیرو بازی “پرس،حفظ توپ”. در حداقل ترین شکل ممکن یک چیز را می دانیم:« درس های بازی اول را در بازی دوم به کار می گیری و حریف را خلع سلاح می کنی».

***

بزرگترین درس تاکتیکی بازی با تراکتور برای پرسپولیس چه بود؟

عدم تصاحب مالکیت توپ، عدم کنترل بر ضرب آهنگ و عدم تحمیل تاکتیک های خود به حریف. یک کلام ختم کلام: ناتوانی در اجرای “بازی غالب”.

***

پرسپولیس موفق به پیروزی برابر تراکتورسازی نشد چون تیم تقوی به اندازه کافی آزادی عمل داشت. پس از آن بدون تردید برانکو بهتر از هر کس می دانست که “وقتی اشتباه را یک بار انجام می دهی واژه خطاکننده برای شما کاربرد دارد، اما انجام دادن دو اشتباه یک شکل در طول چند روز نادانی شما را برجسته  می کند”. بدون شک راه بردن ماشین سازی که استقلال و سپاهان را ناکام گذاشته بود همان راه نرفته بازی با تراکتور بود و آیتم های زیر برای ما نحوه عملکرد برانکو نسبت به این موضوع را روشن می سازد.

 

 

راز شماره یک؛ کنترل بازی

برای تحمیل خود بر حریف و ایجاد بازی غالب اساسا شما ورای هر موقعیتی باید در نیمه زمین حریف رفتارهای فنی درخشانی داشته باشید. این راز شماره یک بازی کنترلی است. به عنوان مورد شماره یک می توانیم آیتم تعداد دفعات رسیدن پرسپولیس به پنج پاس متوالی در زمین ماشین سازی را بررسی کنیم. اینجا ما با نرخ ۹ مرتبه طرف هستیم. نرخی که یک عدد میانگین است و همانند مالکیت ۵۲ به ۴۸ پرسپولیس، نشان می دهد که مردان برانکو برای چربش بر حریف تلاش کرده اند. پرسپولیس بیش از هر چیز قدرت بازی مالکانه اش در زمین حریف را مدیون “مثلث عرضی بزرگی” است که به همت دو مهاجمش تشکیل می دهد. علیپور و منشا هرکدام یک طرف زمین را پوشش داده و بین سه هافبک تیم (بال راست و چپ و هافبک تهاجمی ) قرار می گیرند و به این ترتیب تیم در یک تعویض جناح کوتاه عرضی با یک مثلث بزرگ و سه مثلث کوچک در قلب ساختار حریف بازی می کند. این مثلث البته تماما به دلیل فقط تعویض جناح بازی کاربرد ندارد بلکه همزمان با افزایش مالکیت توپ تیم، ساختار دفاعی حریف را نیز در حساس ترین نقطه ایستگاه به ایستگاه امتحان می کند تا شکننده ترین گزینه دفاعی حریف جهت نفوذ را انتخاب کند.

 

راز شماره دو؛ تولید فشار

در ورای بحث تعداد دفعات رسیدن به ۵ پاس متوالی که توانایی پرسپولیس برای بازی در زمین حریف را تحلیل می کند ما با مسئله “توانایی تولید فشار” نیز طرف هستیم. مساله ای ویژه از ارکان دستیابی به بازی غالب. برای تحلیل میزان تولید فشار تیم دو آیتم را در اختیار داریم. آیتم اول. تعداد دفعات رسیدن به ۴ دقیقه فشار مداوم؟ برای این مورد می توان به چهار تایم فشار ۴ دقیقه ای اشاره کرد. دقیقه ۱ تا ۵٫ دقیقه ۳۵ تا ۳۹٫ دقیقه ۶۳ تا ۶۷ و از همه مهمتر دقیقه ۸۹ تا زمان به ثمر رسیدن گل.  در مورد این آمار که روبروی ما قرار دارد برای پرسپولیس هم یک نکته منفی وجود دارد و هم یک نکته مثبت. نکته منفی که این آمار ثبت شده توسط پرسپولیس دارد ناتوانی پرسپولیس در فشارسازی را نشان می دهد. به عبارت دیگر از مجموع ۲۳ باکس چهار دقیقه ای تمام تایم بازی، بازیکنان برانکو فقط در ۴ باکس آن موفق به فشارسازی مداوم شده اند. که این یک آمار ضعیف محسوب می شود. در سوی مقابل نکته مثبتی هم در این مورد وجود دارد. به تایم های فشار پرسپولیس دقت کنید. دو تایم ویژه در این فشارسازی به چشم می خورد. فشارسازی در پنج دقیقه ابتدایی بازی. فشارسازی در پنج دقیقه انتهایی بازی. بهترین زمان برای غافلگیر کردن حریف. سخت ترین زمان برای تیم ضعیف تر بازی. نامتعادل ترین زمان ممکن از نظر روانی برای دو تیم.

 

 

امان از هوش برانکو

 ما اینجا با هوش برانکو طرف هستیم. با قدرت روحی و تاکتیکی پرسپولیس طرف هستیم. با بخش بندی ویژه بازی از طرف این تیم طرف هستیم و با شادابی این تیم برای ادامه دادن جریان بازی. بله خوانندگان محترم، پرسپولیس در بحث تولید مداوم فشار نمره خوبی نگرفت، اما در بحث تولید صحیح فشار مطمئنا بهترین نمره متعلق به این تیم است. هر چند خود آنها در همان جریان بازی و با گلی که در ادامه فشار پنج دقیقه پایانی زدند جایزه خود را گرفتند.

 

راز سوم؛ حبس حریف در زمین خودی

خوب در مورد توانایی بازی کردن در زمین حریف و یا به طور خاص توانایی بازی در بین لایه های دفاعی بازی حریف برای پرسپولیس صحبت کردیم. در مورد تولید فشارتیم نیز تحلیل ها گفته شد. اما مثلث دستیابی به “بازی غالب” یک ظلع سومی هم دارد. رکن سومی که حتی می توان از آن به عنوان راس اصلی بازی تحمیلی یاد کرد. در واقع ما داریم در مورد یک پیش نیاز صحبت می کنیم. در مورد مسئله خراب کردن بازی ماشین سازی و جلوگیری از انتقال توپ و موقعیت توسط آنها به زمین جلو صحبت می کنیم. در واقع قدرت پرسپولیس در این آیتم یعنی حبس کردن حریف در زمین خودی و گرفتن توپ در حالی که در قلب ساختار حریف هستی. گرفتن توپ در نزدیک ترین محل به “نقطه اثر نیزه”. می توان با دو آیتم این مورد را تحلیل کرد. ابتدا باید به آیتم ویژه تعداد دفعات توپگیری در زمین حریف توسط تیم صحبت کرد. ۲۹ بار توپگیری از جلو. و آیتم تعداد دفعات جلوگیری از ضدحمله حریف در همان زمین جلو. ۶ مرتبه. در مورد این دو آیتم ما مثل همیشه با نرخ های فوق العاده ای از پرسپولیس روبرو هستیم. اما بیایید برخلاف همیشه که علت این توانایی را جنگندگی و دوندگی نفرات جلو جستجو می کنیم، این بار با احترام به خصوصیات ایستگاه های جلو، دلیل را به “حمایت های” نفرات عقب نسبت بدهیم.

 

مثلث مخفی برگ برنده سرخ ها

در تیم پرسپولیس یک مثلث مخفی فوق‌العاده مهم وجود دارد.”شجاع، سیدجلال، احمد”؛ این مثلث دو خصوصیت ویژه دارد. اول این که بازیسازی را کاملا به عهده می گیرد و برای همین نفرات جلوتر آزادتر در خطوط جلو فعالیت می کنند و این باعث جلو کشیدن تیم می شود. و دوم اینکه با حمایت دقیق و فشار از عقبی که وارد می سازند یونیت تیم را هنگام از دست دادن توپ در زمین جلو بسیار فشرده می کنند و این باعث می شود توپگیری های تیم در زمین جلو و حبس حریف کارگر افتد. این مثلث نقشی ویژه در بازی “بازپس گیری” تیم دارد، نقشی مادرانه. شاید اینجا نیاز به یک توضیح کوتاه در راستای یک پرسش باشد. پس چرا پرسپولیس قدرتمند در توپگیری در زمین جلو موفق به گل زدن از ادامه این مسیر با حملات سریع نشد؟ اینجا ما با یک تضاد روبرو می شویم. در مرحله اول تصور می شود که پرسپولیس در حمله سریع و ضدحمله مشکل دارد که نه این یک گزاره خطا است. چنانچه پرسپولیس با بازی سریعش در همین دیدار نیز خطراتی ایجاد کرد. مشکل پرسپولیس در این مورد مشکلی است که در چند هفته گذشته هم نمود داشته. مشکل در مورد “بازیکن توپگیر” و “بازیکن استارتر حمله” می باشد. یک ناهمخوانی تکنیکی- خصوصیتی بین داشتن همزمان قدرت توپگیری و قدرت تشکیل حمله سریع وجود دارد. به جز علی پور و کامیابی نیا که در هر دو مورد تخصص دارند بقیه بازیکنان ترازویشان به شدت به یک سمت سنگینی می کند و خوب این شبیه یک سم مهلک که آرام آرام می کشد عمل می کند. فلسفه تیم به خطر می افتد. شما پرس می کنی نه به خاطر پرس کردن بلکه به خاطر استفاده از مواهب آن و حال وقتی این اتفاق رقم نخورد یک پرسش تکراری گوش را آزار می دهد: آقایان سرخ پوش شما چرا پرس می کنید؟

 

 

سئوال بزرگ

آیا پرسپولیس توانایی تحمیل کردن خود به ماشین سازی را داشت؟

اگر بحث توانایی باشد بله بدون شک آن را دارد، اما اگر بحث انجام دادن کار باشد باید هم یک بله گفت و هم یک نه!  بله، چون پرسپولیس در هر سه رکن بازی غالب تلاش ها و زحماتی قابل ذکر داشته است. نه ، چون این تلاش ها و زحمات در تمام رکن ها به یک اندازه و برای رقم زدن یک پیوستگی نبوده است.

نویسنده؛ مجتبی مرشدنژاد